img_0432.jpg

معرفی کتاب: زندگی کوتاه است اثر یاستین گوردر

امروز قصد معرفی کتاب زندگی کوتاه است از یاستین گوردر نویسنده نروژی و استاد فلسفه را که متاسفانه آثار با ارزشش درایران شناخته شده نیست بپردازم، این کتاب با به چالش کشیدن مکتب کلیسای کاتولیک، نقدی بر اعترافات معروف آگوستین قدیس است که در قالب نامه‌ای کوتاه و عاشقانه از زبان معشوقه‌ی دوران جوانی او نوشته شده. کتاب کوتاه ١٠٠ صفحه ای با زبانی ساده و تأثیر گذار همچنین سیری روان، در نقد تمایلات متصبانه و خشک قدیس آگوستین نتنها زمان زیادی برای مطالعه از شما نخواهد گرفت، درسهایی زیادی نیز به شما خواهد آموخت.در بخشی از کتاب می خوانیم:

تمامی امور یاوه و پوچ این دنیا را بگذاریم و بگذریم و خود را یکسره وقف جستن حقیقت کنیم.زندگی حقیر است و ساعت مرگ نامعلوم؛ چون به ناگاه در رسد، در چه حالی از دنیا رخت بر خواهم بست؟ و آنچه را که در آموختنش در این دنیا سهل‌انگاری کردم، کجا خواهم آموخت؟
داستان در خصوص « مارکوس اورلیوس آگوستین» معروف به آگوستین قدیس، فیلسوف و نظریه پرداز قرن ۴ میلادی است. مارکوس در جوانی عاشق دختری همسن خود به نام « فلوریا آملیا» می‌شود و دوازده سال از عمرش را به صورت غیررسمی با او زندگی می‌کند. آگوستین علاقه‌مند به علم و حکمت است و در سنین کم، مقام مدرس و خطیب سلطنتی را کسب می‌کند. پس از مطالعه‌ی آثار سیسرون ( خطیب و نویسنده‌ی رومی) به فلسفه و تجرید روی می‌آورد. انقلابی روحانی در وجود اگوستین شکل می‌گیرد و جلوه‌های زندگی مادی در نظرش رنگ می‌بازد. پس معشوقه‌اش را که یادگار ایام غفلت و نماد وسوسه و معصیت است از خود می‌راند و توّابانه به جامعه‌ی رهبانیت کلیسا می‌پیوندد. سال‌ها بعد وقتی که اسقف بزرگ کلیسای هیپورگیوس شد مجلّد اعترافات مشهور خود را می‌نویسد. 
بخشی از کتاب :

در کتاب دهم، انزجارت نه تنها از حواس و لاجرم آفرینش الهی تاکید دارد، بلکه از خود حس‌ها هم منزجری… گویا حتی شرمت می‌آید که چیزی بخوری، چون ممکن است خوشت بیاید. اما حالا خداوند به تو آموخته که « غذا را همان گونه مصرف کنم که انسان دارو را به کار می‌برد». مبارکت باشد! حتی تصورش هم حال مرا به هم می‌زند. نوشته‌ای: « همیشه دانستن این که بدانیم این غذا برای ادامه‌ی زندگی لازم است، یا لذتی پنهانی که آن را از ما طلب می‌کند، آسان نیست». نه، ای وای من، اسقف… من شخصا به این کلمات ساده از هوراس ارجاع می‌کنم: « چه آرامش‌بخش است که گه‌گاه خود را رها کنیم.»

در انتها با توجه به جنس جامعه و نزدیکی حال و هوای ان با فرهنگ ایران، خواندن این کتاب را به همه دوستان پیشنهاد می کنم

img_0498.jpg

معرفی کتاب: استیو جابز ، شیوه های مدرن رهبری اثر جی الیوت

بعد از فوت #استیو_جابز یکی از تاثیر گذارترین افرادی پیشرو در حوزه #تکنولوژی، #کتاب و #فیلم های زیادی منتسب به ایشان روانه #بازار شد یکی از بهترین های این کتاب ها، کتاب استیو جابز، #شیوه های_نوین_رهبری #نوشته #جی_الیوت همراه و #مشاور دیرین أو در طول #زندگی وی بوده است. که در آن علاوه بر مطرح کردن زاویه های مختلفی از زندگی ایشان، #تکنیک ها و روشهای وی در رهبری شرکت #اپل و سایر #شرکت های زیر مجوعه پرداخته است.من بعد از آشنایی با #نوار #علاقمند شدم این کتاب را که قبلا #مطالعه کرده بودم را تهیه کنم و مجددا با صدای زیبای #استاد #میکائیل_شهرستانی #گوش کنم و این تجربه نیز همانند کتاب #جاناتان_مرغ_دریایی بسیار لذت بخش بود و به شما نیز پیشنهاد میکنم.

در ادامه بخش هایی از کتاب را معرفی خواهم کرد:

استیو جابز نقل می‌کند: #جمله قدیمی از #وین_گرتزکی(بازیکن اسطوره‌ای هاکی روی یخ) هست که من دوستش دارم: موقع هاکی ترجیح می‌دهم ببینم توپ کجا خواهد رفت و بر اساس آن حرکت هایم را تنظیم می‌کنم، به جای آنکه کورکورانه دنبال توپ حرکت کنم. ما هیمشه در اپل سعی می‌کنیم این کار را بکنیم. اما جادوی افشا شده از جابز در این لوح فشرده تنها به این عبارات و نکته‌ها کوچک خلاصه نمی‌شود. جایز در این کتاب از چگونگی تاسیس اپل با همکاری استیو وازنیاک و تولید اولین رایانه شخصی‌شان با عنوان اپل ۱ و ۲ را شرح می‌دهد و در ادامه درباره چرایی جداییش از اپل در سال ۱۹۸۵ سخن می‌گوید. چرایی تاسیس شرکت نکست کامپیوتر و ایجاد اولین مرورگر وب در جهان و در ادامه بازگشت دوباره جابز به اپلتا ماجرای ایجاد آی پد و فروشگاه آی تیونز و نیز خرید شرکت معروف پیکسار که انقلابی در تولید انیمیشن‌های کامپیوتری ایجاد کرد. اما این همه ماجرا نیست! چرا جابز دیوانه‌ها، سرکش‌ها و دردسرسازان و کسانی که دنیا را جور دیگری می‌بینند و ممکن است بعضی‌ها آن‌ها را دیوانه پندارند را نابغه‌ می‌پنداشت؟ چرا باور داشت دنیا را همان‌هایی تغییر می‌دهند که آن قدر دیوانه‌اند که فکر می‌کنند از پس این کار بر می‌آیند؟

#پیشنهاد_کتاب

#نوار

#کتاب_صوتی

img_0460.jpg

معرفی کتاب: لبخند بی لحجه نوشته فیروزه جزایری دوما

#لبخند_بی_لهجه کتابی سراسر #طنز از #فیروز_جزایری #نویسنده #ایرانی تبار که به همراه #خانواده در کودکی به #امریکا #مهاجرت می کند.بسیار #جذاب و #خواندنی است و حتما به دوستان #پیشنهاد می کنم، این دومین اثر وی است که کیفیت نگارش ان بسیار بهتر شده است، اولین #کتاب ایشان #عطر_سنبل_عطر_کاج بود که بسیار مورد استقبال قرار گرفت.کتابی که از خواندن و هدیه دادن ان هـیچ وقت پشیمان نخواهید شد. من به شخصه این اثر را بارها هدیه داده ام و بازخوردهای خوبی گرفته ام.این کتاب انعکاسی از نگاه جذاب و طنزآمیز نویسنده به زندگی در ایران و آمریکاست که باورهای مشترک را با وجود دیواری که مرزها ایجاد کرده اند، یادآور می شود. این کتاب در ۳۰ بخش با عناوینی طنز آمیز می کوشد کوچکترین مسایلی که در زندگی با آن موجه ایم را در شمار نادرترین پدیده هایی جلوه دهد که ممکن است تکراری نداشته باشند و با استفاده از الفاظی ساده، رنگ خاکستری را از چهره تکراری برخی روزهای عمر بردارند.  

استفاده از کلمات طنزآمیز متن این کتاب، خواننده را به طور ضمنی با برخی رفتارهای ناشایست اجتماعی که در قالب فرهنگ درمی آیند، آشنا می کند؛ رفتارهایی مانند دورغ گفتن، غیبت، بدگویی و کنجکاوی های بیش از حد که در اغلب تغییرات زندگی اجتماعی نظیر مراسم ازدواج، ورود فردی جدید به دایره ارتباطات قبلی، تغییر مکان، خرید وسایل جدید و … رخ می دهند. 

نحوه مواجهه با شرایط و رخدادهایی که در طول زندگی هر فرد ممکن است بارها تکرار شوند، از جمله آموزه های غیر مستقیمی است که خاطرات نویسنده اثر به آن توجه دارد. تعارف کردن، یکی دیگر از ویژگی های ایرانیان است که در این کتاب به آن اشاره می شود و نوع برخوردی که میهمان دربرابر تعارفات میزابان دارند، بخش هایی از این کتاب را رقم می زنند.  

بخشی از کتاب :

هر نسلی لباس خاص خودشان را دارند؛ مثلاً، یک نسل شلوارهای بلند و پاچه گشاد می پوشند. نسل بعد ترجیح می دهند شلوارهای پاچه تنگ و باریک تا قوزک بپوشند. یک سال پاچه های شلوار را با دقت تو می گذراند و سال بعد آن را ریش ریش می کنند. 

لباس عزا هم مانند شلوار از مُد پیروی می کند…

#پیشنهاد_کتاب

#داستان #رمان

#نشر #هرمس

img_0452.jpg

معرفی کتاب: جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

#جاناتان_مرغ_دریایی، نام کتابی است که امروز قصد #معرفی ان را دارم، این #داستان_کوتاه یکی از محبوبترین اثار #ریچارد_باخ است، این کتاب یکی از آثار #فاخر #ادبی و #روانشناسی تا به امروز است که هر کسی بایستی ان را #مطالعه کند. من این کتاب را بارها مطالعه کردم و هر بار نکته جدیدی از ان دریافت کرده أم، چند وقت پیش با #وب_سایت #نوار آشنا شدم و دیدم این کتاب را با صدای #استاد #مهرداد_اسکویی به صورت #صوتی اماده کرده است، ان را خرید و از گوش دادن ان بسیار لذت بردم، اگر زمان کم دارید نوار می تواند به شما در مسیر مطالعه بسیار کمک کند، بعد از این صحبت ها بهتر است به کتاب بپردازیم :جاناتان مرغی دریایی است که امور روزمره مانند جنگیدن برای شکار ، #خوردن و #خوابیدن او را راضی نمی کند و به او معنا نمی بخشد او تلاش می کند که معنای تازه ای به زندگی خود ببخشد. أو با غلبه بر ترس خود توانست معنای جدیدی به زندگی خود ببخشد. أو با خود گفت چه چیز مهمتری  در زندگی وجود دارد؟ به غیر از این آمد و شد پرتقلای کسالت بار مرغان دریایی برای دست‌یابی به لقمه‌ای غذا، دلیل دیگری نیز برای زیستن وجود دارد‪.‬

او با خود گفت‪: ‬ما قادریم خود را از اسارت جهالت و سنت‌های غلط پیشین آزاد کنیم و با تلاش و صبر و اراده، بر محدودیت‌های زندگی غلبه کنیم و راه جدیدی که به تکامل ما منتهی می‌شود گزینش کنیم‪. ‬ما می‌توانیم خود را به عنوان آفریده‌های با شعور و با فضیلت و دارای مهارت بازشناسیم. آن‌وقت است که می‌توانیم خود را از تمام اسارت‌ها رها کنیم و می‌توانیم پرواز را بیاموزیم‪.‬

‪در بخش دیگری ‬جاناتان از چیانگ، مرغ فرزانه، سؤال می‌کند: آیا اینجا واقعا بهشت است؟

“جاناتان، بهشت یک مکان نیست و یک زمان هم نیست!  بهشت یعنی جایی که تو  آنجا حضور داشته باشی .‪حضوری با لذت، ‬ ، بهشت یعنی: کامل شدن! 

نتیجه ای که می توان از این داستان ارزشمند گرفت داشتن هدف مشخص در زندگی است

هدف جاناتان در زندگی‌اش مشخص بود. در هدفش غرق شده بود. فکر کرد که در کجا ضعیف عمل می‌کند و همان‌ها را شناسایی کرد و بیشتر تمرین کرد. نقاط ضعفش را پیدا کرد. تمام حواسش را روی هدفش متمرکز کرد‪. ‬همه تلاشش را کرد. به حرف دیگران اهمیتی نداد، چون دیگران را نمی‌دید و فقط هدفش را می‌دید. هدفش اینقدر به او انرژی می‌داد که اصلاً احساس خستگی و کسالت نمی‌کرد. نا امید نشد و تا به هدفش نرسید آرام نگرفت.

در انتها می توان این بیت را فهمید:

یاران ره عشق منزل ندارد             این بحر مواج ساحل ندارد
#پیشنهاد_کتاب

#مطالعه

img_0424.jpg

معرفی کتاب: بینوایان ، ویکتور هوگو

#بینوایان به #فرانسوی: Les Misérables) رمانی #نوشته #ویکتور_هوگو، #نویسنده سرشناس فرانسوی است. این #کتاب اولین بار در سال ۱۸۶۲ منتشر شده و یکی از بزرگترین رمانها قرن ۱۹ است.

کمتر کسی است که با کتاب، داستان ، #فیلم ان آشنا نباشد، أین کتاب به قدری تاثیر گذار است که در بخش هایی زیادی انسان را وادار به تفکر می کند، در بخش هایی حتی اشک من را در اورد، به گونه ای که من پراگراف های اخر را با بغض و چشمان گریان به اتمام رساندم.

این کتاب که خواننده پیش از این لحظه در کلیات و جزئیات از این سو به آن سو می رود…یک فرایند از شر به خیر، از بی عدالتی به عدالت، از بطلان به حقیقت، از شب به روز ، از اشتها به وجدان ، از فساد اداری به زندگی ؛ از حیوانیت به #انسانیت، از جهنم به بهشت ، از هیچ به خدا. نقطه شروع : جسم ، مقصد : روح. یک هیدر در آغاز ، و یک فرشته در پایان.

باور کردنی نیست کتابی در أین حجم ١۶٠٠ صفحه همیشه در اوج باشد، و این نمایانگر قلم پر قدرت أین #نویسنده است، 

نمی دانم أین اثر فوق العاده را چکونه شرح دهم که حق مطلب ادا شود ولی به طور خلاصه خدمتان عرض میکنم؛

در کل داستان اصلی قصه ژان والژان است، کسی که یک نیروی خوبی در جهان می شود اما نمی‌تواند از گذشته مجرمانه خود فرار کند. رمان از پنج بخش تشکیل شده است، هر بخش به چندین کتاب تقسیم شده و هر کتاب به فصل های متفاوت. 
داستان در ۱۸۱۵ در دینی آغاز می شود، جایی که ژان والژان به عنوان یک روستایی پس از نوزده سال حبس – پنج سال برای دزدیدن نان برای سیر کردن خواهر و خانواده او و چهارده سال به خاطر فرارهای متعدد او- از زندان آزاد شده است. او توسط مهمانخانه دار پس رانده می شود زیرا گذرنامه او زردرنگ است و نشان می دهد که پیش از این جبرکار بوده است. او با عصبانیت در خیابان می خوابد. اسقف خیراندیش دینی، مایرل به اون پناه می دهد. هنگام شب ژان والژان با ظروف نقره مایرل فرار می کند. هنگامی که پلیس او را دستگیر می کند، اسقف مایرل وانمود می کند خود ظروف نقره را به او داده است و پافشاری می کند که او دو شمعدانی نقره را که فراموش کرده بود نیز با خود ببرد. پلیس توضیحات او را می پذیرد و می رود. مایرل می گوید زندگی او را برای خدا بخشیده است و او باید پول این شمعدانی ها را برای ساختن یک مرد صادق از خود به کار برد. سخنان مایرل والژان را به فکر فرو می برد. هنگامی که او در خود فرو رفته است از روی عادت سکه ۴۰ سوئی کودکی دوازده ساله به اسم پتی جرویس را می دزدد و او را تعقیب می کند. او سریع خود را باز می یابد و کل شهر را به دنبال او می گردد. در همان زمان سرقت او به مسئولین گزارش می شود. والژان خود را پنهان می کند زیرا اگر او دستگیر شود باید تمام عمر خود را به عنوان جبرکار سپری کند. شش سال می‌گذرد و والژان از نام موسیو مادلین استفاده می کند. او صاحب یک کارخانه ثروتمند می شود و به عنوان شهردار شهری انتخاب می شود که با نام م ـــــ-سور-م ـــ شناخته می شود، (مونتروی، پا-دو-کاله). هنگام قدم زدن در خیابان مردی را می بیند به نام فوشلوان که در زیر چرخ های یک گاری گرفتار شده است. هنگامی هیچ شخصی برای بلند کردن گاری حتی در ازای پول داوطلب نمی‌شود، تصمیم می گیرد خود او دست به نجات فوشلوان بزند. او زیر گاری می خزد، آن را بلند می کند و فوشلوان را نجات می دهد. بازرس شهر، بازرس ژاور هنگام حبس والژان نگهبان زندان تولون بوده است. او پس از مشاهدۀ قدرت فوق العاده والژان به اون مشکوک می شود.
أین اثر انقدر قوی است که منبع کتاب ها، نمایشنامه ها، تاتتر ها و فیلم های بسیاری است.

در انتها میگویم این اثر بدون شک زینت هر کتابخانه است.

پیشنهاد_کتاب #باید_خواند#

img_0434.jpg

مقاله: سبک زندگی؛ زندگی دیجیتال قسمت سوم

 

در این قسمت اخرین بخش مقاله سبک زندگی( زندگی دیجیتال) آرائه می شود.
۵- ما باید سعی کنیم با هویت واقعی در فضای دیجیتال حاضر شویم تا رفتار و برخورد واقعی ما باشد و هزینه داشته باشد. اگر هر رفتار ما هزینه داشته باشد آنگاه جملات و رفتار متفاوت خواهیم داشت و تصمیمات متفاوت میگیریم. حضور با هویت واقعی در فضای مجازی رفتار ما را پخته تر، اثربخش تر، کارآتر و مولد تر خواهد کرد.

۶- بحث های دیگری هم مطرح است که میگوید مراقب باشید دوستان خود را نفروشید. فضای دیجیتال سوگیری عجیبی به سمت فروش دوستان و تبدیل آنها به پول دارد. مثلا شاید دوست من راضی نباشد تا عکسی که با من در مهمانی داشته در صفحه اینستاگرام قرار بگیرد و لایک بخورد. 

اگر کمی دقت کنیم این پست و تعداد لایک های ان به زودی در صفحه شخصی من محو می شود ولی توجه داشته باشید شاید با سرنوشت و آینده دوستتان به خاطر تعدادی لایک معامله کرده باشید با توجه به فرهنگ بسیار پایین دیجتالی آینده دوستتان در معرض خطر قرار گیرد، شاید أو تمایلی به انتشار عکس خود نداشته باشد.

پس باید اجازه گرفت و این کسب اجازه در پست قید شود. 

مثال دیگه ای که میشه عنوان کرد ساختن کانال تلگرام و اضافه کردن هرآن کسی که به عنوان دوست یا همکار شماره اش را داریم ، در صورتی که این کار عرف دارد ، شما باید به خود را به روش صحیح معرفی کنید 

تا وجه و نگاه مثبتی را به خود جلب کنید ، در غیر این صورت شما نتنها موفق نبوده اید، بلکه هزینه بالایی برای این عمل پرداخت کرده و تمام اعتماد را از خود صلب کرده أید، 

دقت داشته باشید اگر شما شماره من را دارید برای این نیست که کانال خودتون را شروع کنید و من را به اجبار أضافه کنید و تجارت خود را انجام دهید، این عین تجاوز به حقوق دیگری است و اسپمینگ نام دارد و قابل شکایت است.

در این حالت شما دوستتان و عزیزتان را به راحتی و رایگان معامله کرده اید.

لازم به یاد اوری است که این مطالب بر گرفته از کتاب برنامه یا برنامه ریزی از داگلاس راشکوف بوده است.

امیدوارم که این مجموعه مطالب مفید واقع شده باشد

مقاله به صورت مستقیم PDF 

https://goo.gl/FJ6A23
پی نوشت : ارشیو کل مطالب در وبلاگ موجود می باشد

Www.hosseinnorouzi.com/blog

#حسین_نوروزی 

#مقاله #سبک_زندگی #تکنولوژی #زندگی #دیجیتال #مدیریت 

img_0434-1.jpg

مقاله: سبک زندگی؛ زندگی دیجیتال قسمت دوم

در این پست قصد دارم قسمت بعدی مقاله سبک زندگی را آرائه کنم، لازم است قبل خواندن مقاله توضیح کوتاهی در خصوص بدانید، همانطور که میدانید من مطالب را برای اینستاگرام اماده میکنم و اینستاگرام هم محدودیت کاراکتر دارد به همین دلیل مقاله در چند بخش ارایه می شود ، در نهایت من ان را به صورت پی دی الف و به صورت یکجا آرائه خواهم کرد.موضوع مقاله: زندگی دیجیتال 

قسمت دوم
۳- یادمون باشه پیشنهادهایی که در دنیای تکنولوژی به ما داده میشود همیشه بهترین پیشنهاد نخواهد بود. من در خیلی از جاها وقتی سایت ها و نرم افزارها به من گزینه ای میدهند، اوکی یا کنسل ، دنبال گزینه هیچکدام هستم و همیشه شک و تردید دارم. 

تکنولوژی یه جوری برای ما جا انداخته که من دارم همه پیشنهادات رو به بهترین وجه آرائه میکنم، سرچ میکنی تو صفحه اول بهترینها رو بهت معرفی میکنم، من که تمام به روز رسانی های نرم افزاری رو انجام میدهم،

همه پیشنهادها را نباید به راحتی پذیرفت. هیچ لزومی ندارد ما همیشه اخرین أبدیت ها و به روز رسانی ها رو داشته باشیم، چرا که تغییرات ممکنه دردسر زیادی إیجاد کنند، مثلا شرکت هایی مثل اپل مشتاقانه مایلند که آخرین ابدیتها را داشته باشیم، ولی شاید لازم نباشد ما این کار را انجام دهیم چون نیازی به آن نداریم. 

یا شاید چیزی که به دنبالش هستیم آن چیزی نباشد که گوگل در صفحه اولش به ما پیشنهاد میدهد و مطلوب ما نباشد، در جستجو موضوع ترجیح جغرافیایی مطرح است یعنی اگر در ایران سرچ میکنید بهترین پیشنهاد در ایران برای شما آرائه می شود، شاید شما بخواهید بهترین گزینه در کشور ألمان را بدانید. تکنولوژی فضای بسیار گسترده ای دارد که خیلی جاها هم مثبت بوده اما ما باید بدانیم که ما حق انتخاب داریم.

۴- نکته بعد این است که در فضای دیجیتال اطلاعات تکه و پاره زیاد است. وقتی راجع به موضوعی سرچ میکنیم نتایجی میبینیم که بعید است همیشه درست باشند. هر داده ای در فضای دیجیتال ذینفعی دارد و الزاما این نیست که ذینفعان همه واقعیت را به ما نشان دهند. شاید به نفع آنها باشد که ما چیز غیر واقعی یا بخشی از واقعیت را بدانیم.

 یعنی وقتی ما سرچ میکنیم دنیای دیجیتال به پیشنهاد میدهد و ما ان را معیار و ملاک خود قرار میدهیم و سوگیری این موضوع را دارد که چیزی که تو سرچ کردی همه همین طور میبینند پس صحیح است ولی این إلزاما درست نیست و نباید اعتماد کرد.

در پست بعدی قسمت سوم را آرائه خواهم کرد، ممنون که همراه بودید…

پی نوشت : ارشیو کل مطالب در وبلاگ موجود می باشد

Www.hosseinnorouzi.com/blog

#حسین_نوروزی 

#مقاله #سبک_زندگی #تکنولوژی